تایتل قالب طراحی سایت سئو قالب بیان
این قصه سرِ دراز دارد...


1. دیروز بعدِ مدت ها میم و لام رو دیدم. بعضی از آدما میان تو زندگیت، نه برا یه مدتِ خاص، نه برا یکی دو سال، مثل همین میم و لام.

دوستانی برای تمام عمر حقیقتا.. رفتیم، گفتیم، خندیدیم، دو ساعت از این زندگی دل کندیم و نشستیم پای دوستای قدیمیمون :)

عکس ها انداختیم و مانتوی من شکلات مال شد حین عکس انداختن :| نصفِ کیک شکلاتی لام موند رو دستِ مانتوم :دی

حدودا بعد از یه ساعت میم اصرار داشت ک بسه دیگه پا شید بریم!  :/ و گرنه این یارو بیرونمون میکنه :دی درواقع چون دیروز صبح رفته بودیم کافه خالیِ خالی بود. صاحابشم کاری ب کارمون نداشت. آخرش میم رو راضی کردیم و یه ساعت بعد از حضور هم مرخص شدیم..

خدایا شکرت :))))

2. میگه اینستاتو بستی؟ میری؟ میای؟ میگم اوهوم باز دی اکتیو کرده بودم ک امروز برگشتم.. میگه چی میشه کلا نیای؟ میگم حوصلم سر میره اون موقع. میگه کسی ک هدفش براش مهم باشه حوصلش سر نمیره..فقط میخونه. ته دلم میدونم حق با اونه. نمیدونم چی بگم. میگه از دوستام بودن ک 1 سال حتی از خونه بیرون نمیرفتن و درس میخوندن.. به جاهای خوبی ام رسیدن.. بازم میدونم حق با اونه..

بعد شام بازم بحث اوج میگیره میگه هدفتو دوس نداری؟ میگم چرا. میگه پس باید بتونی از همه چی بگذری. وگرنه با این کارای معمولی، معمولی هم نتیجه میگیری. میگم خب کمترش میکنم این کارا رو.. میگه پس تو نمیدونی دوس داشتن ینی چی..

میدونم

میدونم

میدونم...............

3. یا باید تصمیم بگیرم کلا ازش دست بکشم یا باید از همه چی دست بکشم و ادامه بدم..

اینجایی ک هستم رو دوس ندارم

خسته شدم خدایا

خسته....

4. دلم میخواد خیییلی بخونم

خیییلی رعایت کنم و لاغر شم

ولی چیزی ک درواقع اتفاق میوفته اینه ک وقتمو تلف میکنم، عمرمو هدر میدم و عینِ چی فقططط میخورم!!

5. دیشب مادربزرگم بهم یه مقدار پول داد. هدف پس انداز کردنم تقریبا داره خوب پیش میره اگه دوستام بی معرفتی نکنن! بیخیال..

همینا..

الی . ۰۷ ارديبهشت ۹۶ ، ۱۷:۳۶ ۰ ۴۱

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی

- به قول عزیزی بلاگر بودن به معنی نویسنده بودن نیست. اینجا فقط جاییه که به دور از تمام حاشیه های زندگیم میام و به آغوشش پناهنده میشم. فراتر نبینیدش.

- پست های رمز دار واقعا خصوصی هستند و رمزشان به هیچکس تعلق نمیگیرد.

- اگر یک روز از نوشته هام فهمیدید که من رو توی دنیای واقعی میشناسید، یا کاملا اتفاقی اینجا رو پیدا کردید، مدیونید اگر به من نگید، مدیون!

- فعلا مُحَصِّلیم (حقوق خوان) و در اوایلِ دهه ی سومِ زندگی

++ بلندی از آن یافت کو پست شد در نیستی کوفت تا هست شد
- آدرس کوتاه شده برای بلاگفایی ها : yon.ir/A81W