تایتل قالب طراحی سایت سئو قالب بیان
این قصه سرِ دراز دارد...


از وقتی یادم میاد همه از رنگ پوستم و موهای صاف و بلندم تعریف میکردن. مامان هیچ وقت نمیذاشت موهامو کوتاه کنم و برا همین همیشه تو دوران مدرسه موهام طرفدارای زیادی داشت.

ولی بازم از وقتی یادم میاد بچه ی تپلی بودم و همیشه اضافه وزن داشتم. این اضافه وزن انگار به همه این اجازه رو میداد که هر چی خواستن بگن، بدون اینکه ذره ای در موردش فکر کنن. دوران تحصیلم تو مدرسه اکثرا به شوخی های بی مورد هم کلاسی ها گذشت.. با اینکه همیشه دانش آموزِ زرنگی بودم و جزءِ نفرات برتر ولی انگار این اضافه وزن نمیذاشت کسی خودمو ببینه. منِ واقعی رو. منی که نقاشیم خوب بود. منی که زرنگ بودم و سمپادی. منی که قیافه خوبی داشتم حتی! حتی بار ها از صمیمی ترین دوستم شنیده بودم که میگفت قیافه به چه دردی میخوره آدم باید اندامش خوب باشه، قدش بلند باشه! من حتی نمیخواستم کسی بهم توجه کنه، همین که واسم نمک نمیریخت کافی بود..

هنوزم من یه دخترِ معمولی ام.. هنوزم پوستم سفیده و موهای بوری دارم. هنوزم خوش اخلاقم و اهلِ بگو بخند. قدم معمولیه و اصن همه چیم معمولیه. ولی هنوزم اضافه وزن دارم.. ترمای اول دانشگاه خیلی دیدم که کسی مورد توجه بوده که قیافه ش زیادم خوب نبوده ولی از من لاغرتر بوده. این موضوع اصلا برا من اهمیتی نداشته چون صد سالِ آزگار هم نمیخوام مورد توجه همچین آدمایی باشم.

ولی میدونی واقعا این باید تموم شه. اینکه من حتی اگر به وزن ایده آلم برسم بازم همون آدما حرفی واسه گفتن خواهند داشت. بازم یه چیزی پیدا میکنن که با اون اعتماد به نفستو هدف بگیرن و شلیک کنن.. تو هر محیطی که باشیم حتما هستند آدمایی که بگن وای فلانیو میبینی با اون هیکلش چرا اون لباسو پوشیده، وای چقدر لاغره وای چقدر چاقه، وای چقدر رنگ پوستش تیره س، وای دماغشو، وای، وای... وای.....

اینا وقتی بعد یه مدت میبیننت میگن وای چه چاق شدی مثلا، وای چرا اینجوری شدی، خیلی دلم خواسته برگردم بگم باز من یه تغییری کردم ولی شعورِ تو همونه که هست! ولی همیشه سکوت کردم.. تازگیا دعا میکنم خدا نورِ فهم بده بهشون که بدن هر کسی متعلق به خودشه و هر جور که هست دوست داشتنیه. دست برداریم از وصله چسبوندن..

یکی قدش کوتاه باشه میگیم کوتوله س! قدش بلند باشه حتما نردبونه!

چاق باشه بوفالوئه و لاغر باشه ملخ!

خیــــلی شنیدم از این حرفا و خیلی بدتر هاشو البته..

اعتماد به نفس آدما رو ازشون نگیریم.. ما با حرفامون باعث میشیم اونا بقیه زمینه هایی که میتونستن توش بدرخشن رو اصلا نرن دنبالش.. از ترس اینکه مورد تمسخر واقع بشن بخاطر ظاهرشون.

آره این یه موجه که با پست فرانک عمیدی راه افتاد. ولی باید همیشه ادامه پیدا کنه. آدما رو فارغ از ظاهرشون دوس داشته باشیم..

زندگی خودش سخت هست، دیگه ما واسه همدیگه سخت ترش نکنیم..

شما هم میتونید تجربه تونو با هشتگ بدن من، چه اینجا و چه توی اینستاگرام بنویسید و شریک باشید تو این فرهنگ سازی :)

یه خورده بی سر و ته نوشتم. ببخشید :)

+در این راستا بخونید : پستِ جیغِ صورتی

الی . ۰۷ خرداد ۹۶ ، ۱۴:۰۶ ۴ ۱۱۲ #بدن_من

نظرات (۴)

  • پرواز ...
    سه شنبه ۹ خرداد ۹۶ , ۰۰:۱۶
    اقا مبارکه :))
    • author avatar
      الی .
      ۹ خرداد ۹۶، ۰۰:۲۵
      چاکرم :))
  • فرشته
    دوشنبه ۸ خرداد ۹۶ , ۱۸:۵۷
    خیلی خوب بود
    نمیدونم من هیچ وقت چنین تجربه ای نداشتم...هیچوقت از بچگی پدرومادرم اجازه ندادن که کسی باهام اینطور صحبت کنه و بعد هم که خودم بزرگ شدم یک احساس رضایت از خود زیادی داشتم...گرچه خودم میدونم که جدیدا چاق شدم:)
    • author avatar
      الی .
      ۸ خرداد ۹۶، ۱۹:۱۵
      چاکر شمام هستیم ما :)
      خب منم خیلیی چاق نیستم ولی یه خورده چرا! :دی
      خب من این حرفا رو اکثرا تو محیط مدرسه و از دوستام شنیدم. ولی هیچ وقت به مامانم نگفتم. چون میدونم خون به پا میکنه :دی
      همین دیگه منم رضایت دارم ولی مردم رضایت نداشتن انگار :/ مهم نیس :)
      من همینجوری ام دوس داشتنی ام. سقفو گرفته بودی؟ :دی
  • Fatemeh Aa
    يكشنبه ۷ خرداد ۹۶ , ۱۴:۳۲
    سلام الی جان.
    بالاخره مهاجرت نمودیم!
    اینم آدرس جدید ...
    • author avatar
      الی .
      ۷ خرداد ۹۶، ۱۴:۴۲
      سلام عزیزم.
      خوش اومدی به بیان :)
      مرسی :-*
  • بانو ف تک نقطه
    يكشنبه ۷ خرداد ۹۶ , ۱۴:۲۵
    جمله ی جوابت به اون دوستانو دوس داشتم :))


    چه بده که همه از این دست خاطره ها دارن :|
    • author avatar
      الی .
      ۷ خرداد ۹۶، ۱۴:۲۸
      ؛))

      حالا من خیلیاشو ننوشتم :/ ینی میشه یه روز دیگه همچین حرفایی زده نشه؟
      کاش بشه..
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی

- به قول عزیزی بلاگر بودن به معنی نویسنده بودن نیست. اینجا فقط جاییه که به دور از تمام حاشیه های زندگیم میام و به آغوشش پناهنده میشم. فراتر نبینیدش.

- پست های رمز دار واقعا خصوصی هستند و رمزشان به هیچکس تعلق نمیگیرد.

- اگر یک روز از نوشته هام فهمیدید که من رو توی دنیای واقعی میشناسید، یا کاملا اتفاقی اینجا رو پیدا کردید، مدیونید اگر به من نگید، مدیون!

- فعلا مُحَصِّلیم (حقوق خوان) و در اوایلِ دهه ی سومِ زندگی

- آدرس کوتاه شده برای بلاگفایی ها : yon.ir/A81W