تایتل قالب طراحی سایت سئو قالب بیان
این قصه سرِ دراز دارد...


وقتی به جای ماشینِ خودمون با وانت میاد دنبالمون و ما نُه نفری سوار میشیم و میخندیم و داد میزنیم و دنیا حقیقتا به کتفمونم نیست؛ وقتی پس فردا عروسیِ پسر عمه س و ما یازده و نیم تازه میریم خونه ی عمه که برقصیم و بخندیم و به دنیا، این برجِ زهرمار، بگیم دلت بسوزه بابا هر کاری میخوای بکن ما حالمون خوبه؛ وقتی دارم لباسم رو پرو میکنم و خیاطم میگه واقعا ماه شدی، خیلی بهت میاد؛ وقتی یکیو دارم که میگه هرچقدر بلدی بذار مهربونیت سرایت کنه به دلِ من؛ وقتی ته دلت قرصه به بودنشون؛ وقتی.. ؛ وقتی...

مگه آدم از دنیا چی میخواد، به جز این خوشی های کوچیک؟!

الی . ۲۱ شهریور ۹۶ ، ۰۱:۵۹ ۵۳

- به قول عزیزی بلاگر بودن به معنی نویسنده بودن نیست. اینجا فقط جاییه که به دور از تمام حاشیه های زندگیم میام و به آغوشش پناهنده میشم. فراتر نبینیدش.

- پست های رمز دار واقعا خصوصی هستند و رمزشان به هیچکس تعلق نمیگیرد.

- اگر یک روز از نوشته هام فهمیدید که من رو توی دنیای واقعی میشناسید، یا کاملا اتفاقی اینجا رو پیدا کردید، مدیونید اگر به من نگید، مدیون!

- فعلا مُحَصِّلیم (حقوق خوان) و در اوایلِ دهه ی سومِ زندگی

- آدرس کوتاه شده برای بلاگفایی ها : yon.ir/A81W