تایتل قالب طراحی سایت سئو قالب بیان
این قصه سرِ دراز دارد...


به زور ما ۵ نفرو فرستادن جایی که حنابندونِ عروس بود. غرزنان سوارِ ماشین شدیم و رفتیم و دیدیم نه! ما هم دلمون میخواد پیشِ بقیه باشیم. این شد که شام رو دادن و دِ برو که رفتیم :دی زنگ زدیم یکی از پسر عمه ها اومد دنبالمون. سوارِ ماشین شدیم و مزخرف ترین آهنگ ممکن رو پلی کردیم. هو میکشیدیم و همراهِ آهنگ میخوندیم و دست میزدیم. اگه دیشب یه ماشین مشکی دیدین که ۵ تا دختر توش بودن و نیششون تا بناگوش باز بود و بلند بلند میخوندن "جیران آماندی جیران، یاریم یاماندی جیران" اون ماشین مالِ ما بود :-))) کاملا بی توجه بودم به اینکه مردم چی فکر میکنن!! بعدترش بازم کلی ماشین بود و ما اصرار کردیم تو رو خدا بذار ما با وانت بیایم! اصن جا نبود و کلی غذا پشتش بود. ولی سوار شدیم و دوباره شروع شد! این بار خودمون میخوندیم و دست میزدیم!! ترمز میکرد و خطرِ ریختن قیمه ها رو لباسا باعث میشد بیشتر بخندیم :-))

واقعا یکی از بهترین شبای عمرم بود و الان هم دراز کشیدم تو حیاطِ خونه ی عمه اینا و دارم ستاره ها رو میشمرم تا خوابم ببره. تو حیاطِ خونه ای که توش زندگی جاریه...

.

الی . ۲۳ شهریور ۹۶ ، ۰۴:۰۳ ۱۴ ۱۱۸

نظرات (۱۴)

  • پسرک فضایی
    جمعه ۲۴ شهریور ۹۶ , ۲۰:۰۴
    یه جوری گفتی یکی از پسر عمه ها اومد یه لحظه احساس کردم پسر عمه ریخته :دی
    • author avatar
      الی .
      ۲۴ شهریور ۹۶، ۲۰:۳۹
      بذار ببینم چندتا دارم :آیکون تفکر
      خب ۵ تا همچینم کم نیس :دی
  • پسرک فضایی
    جمعه ۲۴ شهریور ۹۶ , ۲۰:۰۲
    الی دیگه ادامه نده
    با این عنوانات دیگه ادامه ندههه :'(
    (در روز موعد که گفت با عنوانت خود کشی خواهد کرد) :دی
    • author avatar
      الی .
      ۲۴ شهریور ۹۶، ۲۰:۳۹
      نه اتفاقا همممه رو میلادی خواهم نوشت به جز اون روزی که منتظرشی :یوهاها :دی
  • هوپ ...
    جمعه ۲۴ شهریور ۹۶ , ۱۳:۰۷
    بهترین کارو میکنین که به نظر بقیه اهمیت نمیدین! لذت وانت سواری و جیغ و دست پشتش با هیچ چیزی قابل معاوضه نیست!
    • author avatar
      الی .
      ۲۴ شهریور ۹۶، ۱۴:۴۴
      این روزا زیاد دارم تمرین میکنم توجه نکنم :)) آره واقعا!
  • هانیه
    پنجشنبه ۲۳ شهریور ۹۶ , ۱۷:۳۹
    خدا رو شکر خوش گذشت
    همچین رفتن به عروسی آرزوست:)
    • author avatar
      الی .
      ۲۳ شهریور ۹۶، ۲۱:۱۱
      سلام. فدای شما :))
      وقت نشده چند روزه وبلاگا رو بخونم. ان شاءالله برا شما باحال تر باشه :)
  • آآآآبی
    پنجشنبه ۲۳ شهریور ۹۶ , ۱۵:۳۶
    پشت وانت اونم شب عروسی چه کیفی داره
    • author avatar
      الی .
      ۲۳ شهریور ۹۶، ۱۶:۵۵
      واقعا خیلی کیف دااااد :))
  • آآآآبی
    پنجشنبه ۲۳ شهریور ۹۶ , ۱۵:۳۴
    شب عروسی ترشی و مربا باز از کجا اومد؟
    • author avatar
      الی .
      ۲۳ شهریور ۹۶، ۱۶:۵۵
      برا پذیرایی میذاریم تو سفره دیگه :)
  • بانوچـ ـه
    پنجشنبه ۲۳ شهریور ۹۶ , ۱۴:۴۲
    همیشه به خوشی عزیزم :*
    • author avatar
      الی .
      ۲۳ شهریور ۹۶، ۱۵:۱۵
      فدای شما ثریا جان ^_*
  • میم _
    پنجشنبه ۲۳ شهریور ۹۶ , ۱۴:۰۹
    اوه شت
    به این میگن زندگی ^_^
    • author avatar
      الی .
      ۲۳ شهریور ۹۶، ۱۵:۱۴
      :دی   :دی
      دمت گرم :))
  • Thinker . . .
    پنجشنبه ۲۳ شهریور ۹۶ , ۱۲:۳۱
    اصلا هم نباید اهمیت داد به حرف مردم ^_^
    عکست کو خواهرم؟ :|
    • author avatar
      الی .
      ۲۳ شهریور ۹۶، ۱۲:۵۴
      صحیح صحیح :دی
      ایشالا پس فردا :))
  • تنها همدم ماه
    پنجشنبه ۲۳ شهریور ۹۶ , ۱۰:۱۵
    چقدر دلم خواست برم پشت وانت بشینم جدا از اینکه بعضیا تعجب میکنن  خیلی صفا داره :)
    • author avatar
      الی .
      ۲۳ شهریور ۹۶، ۱۱:۳۷
      واقعا خیلی باحاله *_*
      چون دیر وقت هم بود، برا همون هوا عااالی بودا عالی :)) جاتون خالی :))
  • Shahtot 🍇🍇🍇
    پنجشنبه ۲۳ شهریور ۹۶ , ۰۹:۳۴
    وای خخخخخخ
    من عاشق اینم که تو ماشین آهنگ بلند بلند بزارن منم باهاش همخوانی کنم :))
    خیلی حال میده :)
    تا باشه همیشه از این خوشیا :)
    + خوابیدن تو حیاط خیلی کیف داره :) البته اگر حشره نباشه *____* :)
    • author avatar
      الی .
      ۲۳ شهریور ۹۶، ۱۰:۰۲
      منم منم *__*
      ممنااان، ان شاءالله برا شما هم :)))
      من خودمم از حشره کلی میترسم :/ ولی خدا رو شکر هیچی نبود :))
  • tiara .n
    پنجشنبه ۲۳ شهریور ۹۶ , ۰۹:۲۹
    خدا اینجور ادمای پایه رو زیاد کنه😊😊
    • author avatar
      الی .
      ۲۳ شهریور ۹۶، ۱۰:۰۱
      خدا رو شکر همه پایه ن :دی
      خدا حفظشون کنه :))
  • آفتابگردون ...
    پنجشنبه ۲۳ شهریور ۹۶ , ۰۷:۳۳
    تا باشه از این شبا:)
    • author avatar
      الی .
      ۲۳ شهریور ۹۶، ۰۸:۵۹
      ان شاءالله قسمت شما :))
  • ** دلژین **
    پنجشنبه ۲۳ شهریور ۹۶ , ۰۶:۴۷
    😂😂😂😂 خوب شد قیمه ها نریخت تو ماستاااا 
    • author avatar
      الی .
      ۲۳ شهریور ۹۶، ۰۸:۵۸
      دقیقا براهمین نوشتمش! 😂😂 وگرنه ترشی و مربا بود و قیمه ای در کار نبود😂😅
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی

- به قول عزیزی بلاگر بودن به معنی نویسنده بودن نیست. اینجا فقط جاییه که به دور از تمام حاشیه های زندگیم میام و به آغوشش پناهنده میشم. فراتر نبینیدش.

- پست های رمز دار واقعا خصوصی هستند و رمزشان به هیچکس تعلق نمیگیرد.

- اگر یک روز از نوشته هام فهمیدید که من رو توی دنیای واقعی میشناسید، یا کاملا اتفاقی اینجا رو پیدا کردید، مدیونید اگر به من نگید، مدیون!

- فعلا مُحَصِّلیم (حقوق خوان) و در اوایلِ دهه ی سومِ زندگی

++ بلندی از آن یافت کو پست شد در نیستی کوفت تا هست شد
- آدرس کوتاه شده برای بلاگفایی ها : yon.ir/A81W